روز اول راه انـدازي پـرشكـوه !(از زبان يك مجاهد)
اوايل پائيز سال 1365 بود. كه براي يك ماموريت ساختماني فراخوانده شدم . فرمانده ام چارچوب ماموريتم را كه اجراي يك پروژه تاسيساتي بود بمن ابلاغ كرد و گفت قرار است يك پايگاه جديد و بزرگ راه اندازي كنيم ..
يكباره موجي از شور و شادي ما را فرا گرفت و همان لحظه هر يك از ما آرزوها و روياهاي خود را كه بزودي تحقق مي يافتند بنوعي بيان كرديم . سعيدگفت: با اين حساب بايد براي راه اندازي هرسيستمي درآنجا ، يك پروژه ساختماني به اندازه يكي از اين پايگاههاي فعلي بسازيم.
آن شب را درشادي و بي تابي و به اميد فردا كه هرچه زودتر فرا برسد و به اين پايگاه رويائيمان برسيم، سپري كرديم . صبح روز بعد به سمت محل ماموريت كه همان محلي بود كه بايد ساختمان سازي آنرا شروع مي كرديم حركت كرديم . درحاليكه هيچ تصور و چشم اندازي اين چنين از جايي كه امروز، نام اشرف ، شهر شرف برخود گرفته وجايگاه رفيع و ويژه اي را درتاريخ مبارزهٴ انقلابي خلق قهرمان ايران بخودگرفته برايمان متصور نبود.
درطول مسير، از اينكه سازمان ، اين افتخار را بمن نيز داده بودكه درچنين هياٴتي براي راه اندازي استقرار بزرگترين قرارگاه سازمان ، حضور داشته باشم درپوست خود نمي گنجيدم . حوالي ساعت يازده صبح به خاك اشر ف قدم گذاشتيم.دراينجا بدنيست كه به وضعيت اماكن آن روز اشرف و شرايط و اوضاع حاكم بر آن ، اشاره اي داشته باشم :همان روز ،لحظه اي كه وارد اشرف شديم ، درهمان دقايق و لحظات اول ،توجه ونظرمان به بيابان پهناوري جلب شد كه انتهايش درافق ها پنهان بود . درفواصلي بسياردور ازهم ساختمان قلعه اي يا يك تك درختي مشاهده مي شد كه با ديدن آن ، آدمي تمايل داشت ، دريك نگاه آنجا را فقط بيابان برهوت ولم يزرع تصور نكند .
پس اشرف اوليه همان بود كه من روز اول آنجا را ديدم . ولي حقيقت اين است كه مجاهدين بموازات رزم وخوني كه طي اين ساليان بي وقفه درمبارزه شان برعليه رژيم خميني داده اند با رنج وتلاش هزاران خستگي ناپذيرشبانه روزي ، با ايجاد فضاي سبزگسترده ،ساختن ساختمان ها، تاسيستات بزرگ ، مسجد ، سالن هاي غذاخوري وسالن هاي اجتماعات متعدد ، تالارهاي سخنراني ، آمفي تئاتر، استاديوم بزرگ و ورزشگاههاي سرپوشيده و بسيار بناهاي ديگر آنچنان تلاشي كردند تا امروز درشكل يك شهربا تمامي زيرساخت هاي خود، نام شهر اشرف برخود گرفته است .شهري كه نه تنها با رنج و تلاش تمامي مجاهدين مستقر درآن ، بيلكه بسيياري از آنان با فدا كردن جان خود درميدانهاي نبرد،پيكر پاك خود را زينت گلستان مزار آن نموده اند تا زيارتگاهي ابدي براي تمامي انسانهاي آزاديخواه از هرگوشه ايران وجهان باشد. خانم آندلند وكيل برجسته دانماركي دربيان شهرت آن گفت : شهري كه مدينه فاضله دمكراسي درجهان است . آري قرارگاهي بي نام ونشان و متروك دربياباني بسيار دور وپهناور از خاك عراق ، با اين رهبري به مدينه فاضله انقلاب و دمكراسي وآزادي و به مهد پرغرور ارتش آزاديبخش ملي ايران تبديل شد وبا آن دفترتاريخ انسان وجامعه انساني بمعناي دقيق و بحق كلمه گشوده شد . |